تبليغاتX
کویر نامه
کویر نامه
نوشته های شخصی ابراهیم نامدار

POWERED BY: BLOGFA.COM
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
به امید پیروزی موج سبز

به امید پیروزی موج سبز

امروز که زمان تبلیغات قانونی به پایان رسیده تحریریه ما هم آرام و ساکت است. یکی از همکارا رو که خودم بهش گفتم نمی خواد امروز بیاد سر کار یکی هم که ساعت 10 تازه از خواب بیدار شده و پیام داده که بیام سر کار یانه؟ به ایشون هم گفتم که نمی خواد بیای سرکار. بگی خوب بخواب ولی شب انتخابات بیدار باش.

دیروز راهپیمایی بزرگ طرفدارای مهندس موسوی، پدیده ای نه کم نظیر که بی سابقه بعد از راهپیمایی های دوران اول انقلاب بود. من حدود ساعت 3 چهارراه ولیعصر بودم و به سمت انقلاب و آزادی راه افتادم. خیل جمعیت بود که از خیابان های مختلف به مردم می پیوست و راه پیمایی با شکوه و البته دلهره آور برای رقیب را رقم زد. در میان این جمعیت انبوه که اگه بگم حدود 400 هزار نفر بودند اغراغ نکرده ام، هر کسی هر خلاقیت و ابتکاری که داشته به کار گرفته بود. از نوع شعارهایی که ساخته می شد گرفته تا نوع پوشش ها و دست نوشته ها و پلاکاردهاو... همه در نوع خود جالب و دیدنی بود.

مهمتر از همه این ظواهر که در دید عمومی است، آنچه قابل توجه و جای امیدواری است، احساس همبستگی و یکی بودن بین آدم هایی بود که چه بسا هر گز همدیگر را هم ندیده اند. کافی است نگاه ها به هم بیافتد تا لبخند شوق و رضایت و خودمانی بودن، بر لبها نقش ببندد. این لبخند ساده یعنی که همدیگر را درک می کنیم. دردها، دغدغه ها ، خواسته ها و آمال مشترک داریم. اگر چه وجوه افتراق ها هم زیاد است اما اینک بر سر اشتراکاتمان جمع شده ایم و کنار هم هستیم.

شادی و نشاط که متاسفانه چند صباحی است از جمع های پر جمعیت و عمومی رخت بربسته و به محفل های خصوصی و مقطعی عزیمت کرده، این روزها به وضوح قابل مشاهده است. چند روز اول شروع تبلیغات رسمی، میدان های اصلی تهران و بخصوص میدان ولیعصر که من بیشتر در این میدان بودم، بحث و گفت و گوهای چهره به چهره در جریان بود. با طرفدارای احمدی نژاد و کروبی درباره کارنامه ها، عملکردها و برنامه ها سخن می گفتیم. البته میدان ولیعصر از همان ابتدا تا انتهای زمان تبلیغات در انحصار کامل سبز پوشان بود. اوج این مانور و قدرت نمایی سبز پوشان هم همان زنجیره انسانی بود که از تجریش تا راه آهن امتداد یافت. بعد از آن هم راهپیمایی دیروز بود که به زعم من کا ر را تمام کرد و به هر مسئول بی طرف و با طرفی نشان داد که بازی تمام شده و برنده انتخابات معلوم است.

به هر روی یک امروز باقی مانده است و فردا روز سرنوشت است لذا چند نکته ای که الان به ذهنم می رسند؛

1-      نکته اول را به دوستان طرفدار آقای کروبی می گویم. ضمن ارادت و احترام به آقای کروبی و اطرافیان و طرفدارانشان، فکر می کنم در شرایط فعلی اگر شانس و فرصت شکست گفتمان رادیکال بی اخلاق را از دست بدهیم چه بسا برای مدت های مدیدی بساط اصلاح طلبی و تحول خواهی در این کشور برچیده شده و اصول گرایان زخم خورده عرصه را چنان بر جامعه و بخصوص طبقه متوسط تنگ کنند که دل و دماغ افسوس خوردن هم نداشته باشیم. پس حال که آقای کروبی هم تا اینجا به خوبی و مفید پیش آمده اند و اجماع عمومی هم متوجه مهندس موسوی است در همین مرحله اول کار را تمام کنیم.

2-      در چند ساعت باقی مانده تا انتخابات می توانیم در همان جمع های دوستانه و خانوادگی فضای انتخاباتی را حفظ کنیم و بخصوص با همدیگر تماس داشته باشیم. وبلاگ ها هم عرصه خوبی است برای تداوم روشن گری ها.

3-      آقای احمدی نژاد در برنامه وقت اضافه دیشب که در حقیقت یک نوع رانت بود، باز هم به دروغ گویی های خود ادامه داد. بعد از آنکه او مدعی شد پرونده تخلفات دولت در بودجه، بر اساس گزارش تفریغ سال 86 و همان موضوع گم شدن پول نفت، بسته شده، دیوان محاسبات طی نامه ای به رئیس شبکه سوم سیما ادعای احمدی نژاد را تکذیب کرد و تاکید کرد که پرونده همچنان مفتوح است. این دیوان پیش از این هم اعلام کرده بود که توضیحات دستگاههای مختلف دولتی مثل گزارش وزارت نفت و اقتصاد در باره گم شدن پول ها قانع کننده نبوده است.

4-      در آخر امیدوارم مسئولان عالی رتبه نظام وضعیت بوجود آمده در این انتخابات را به فال نیک بگیرند و تلاش خود را برای جلو گیری از توطئه های شومی که قصد دست کاری در آرای مردم را دارند بگیرند. اینک پس از چندین سال وضعیتی بوجود آمده که مردم امیدوار شده و به نظر می رسد اعتمادشان به نظام در همین چند روزه بیشتر شده است. خدا نکند این امید و این اعتماد نادیده گرفته شود و خرج جریانی شود که هیچ ثمره ای نه برای مردم و نه برای مسئولان و نظام دارد. دیدار هاشمی با رهبر قطعا در همین ارتباط بوده و من خوشبین هستم چون هر چشم و فکربی طرف و باطرف با مشاهده وضعیت موجود می فهمد که نباید این فضای توام با امید و نشاط را به یاس و سرخوردگی تبدیل کند. امیدوارم این گونه شود.

5-      هر چه کردم نتوانستم این را هم نگویم که در طول این چهار ساله منتظر چنین روزی (فردا) بودم. فردایی که بعد از شمارش آرا با خیال راحت تیتر بزنیم« پایان کابوس احمدی نژاد» و به خانم فاطمه رجبی هم پیشنهاد کنم که نام جلد دوم کتاب معروف خود را بگذارند« معجزه هزاره سوم، معجزه نبود سحربود که باطل شد».

6-      با امید حضور گسترده در پای صندوق ها و پیروزی میر حسین موسوی که این روزها دل های زیادی او را همراهی می کنند. من به شخصه انتظارات زیادی از او ندارم اما همین که بتواند یک آرامش و ثبات نسبی در کشور ایجاد کند و بخصوص همین که این گونه ملتی را امیدوار به خود ساخته، شایسته تقدیر و احترام است. به امید پیروزی و تشکیل دولت امید و سبز.

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار12:16