درصورت حمايت از احمدي نژاد؛
اصولگرايان سنتي بازنده انتخابات
متن زیر یادداشت من در ضمیمه روزنانمه اعتماد است که امروز منتشر شده.
مباحث و رايزني هاي مربوط به انتخابات رياست جمهوري به گونه يي پيش مي رود که هنوز مشخص نيست دو جناح سياسي کشور که بخت حضور در انتخابات را پيدا کرده اند به اجماع خواهند رسيد يا نه. آيا انتخابات دوقطبي خواهد شد يا هر کدام از جناح ها با چند کانديدا وارد عرصه خواهند شد. با اين حال در صورت اجماع اصولگرايان روي يک کانديدا احتمال قريب به يقين گزينه مذکور آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور فعلي خواهد بود که عزم خود را براي انتخابات جزم کرده است.
در اين ميان آنچه مشخص است اينکه احمدي نژاد در شرايط ايده آل نه کانديداي اصولگرايان اصطلاحاً «ميانه رو» خواهد بود و نه نامزد «اصولگرايان سنتي و منتقد». هر کدام از اين طيف ها چهره هاي سياسي برجسته و شناخته شده يي دارند که تمايل خود براي کانديداتوري را نيز پنهان نکرده اند و بعيد نيست با ميدان داري بزرگان اين طيف ها ائتلافي از آنها نيز شکل بگيرد و انتخابات رياست جمهوري فراتر از وضعيت دوقطبي رقم خورد. اما در اين نوشته فرض بر اين است که همه اصولگرايان نه از سر رضايت که به ناچار و در برابر کانديداي احتمالاً واحد اصلاح طلبان به حمايت از کانديداتوري احمدي نژاد خواهند پرداخت. حال سوال اين است در صورت پيروزي احتمالي احمدي نژاد برنده اصلي کدام يک از طيف هاي موجود اصولگرايان خواهد بود؟ و آيا به ميزان حمايت و حضور طيف هاي مختلف اصولگرا آنها هم در قدرت سهيم خواهند شد؟
بر اساس تحليلي که اين نوشته دنبال خواهد کرد، اصولگرايان سنتي و ميانه رو بازنده اصلي انتخابات آتي خواهند بود و هيچ تضميني نيست که در صورت پيروزي مجدد احمدي نژاد آنها سهم بيشتري از قدرت نسبت به وضعيت فعلي داشته باشند.
آنچه امروز مشهود است و در طول سال هاي زمامداري اصولگرايان تجربه شده، اصولگرايان سنتي و ميانه رو روز به روز از دايره قدرت فاصله گرفتند و بيشتر از پيش طرد شدند. حال که موسم انتخابات است و ايجاد تغييرات در هرم قدرت سياسي قاعدتاً آنها نيز با توجه به اعتبار و شخصيت و برنامه هاي سياسي که براي خود تعريف و ترسيم کرده اند در تدبير راهيابي به هرم قدرت و سهيم شدن در آن خواهند بود. اين گونه بود که جبهه پيروان خط امام و رهبري نماينده طيف سنتي جناح راست، به ديدار احمدي نژاد مي رود و با وي به رايزني مي پردازد.
اما مناسبات و روابط اصولگرايان سنتي با دولت نهم حکايتگر آن است که حاميان و حلقه هاي نزديک احمدي نژاد اعتقادي به اصولگرايان سنتي و ميانه رو که بيشتر در قالب احزاب و جمعيت هاي باسابقه و ريشه دار فعاليت مي کنند، ندارند.
ممکن است گفته شود در طول جلسات متعدد و رايزني هاي مختلف توافقاتي صورت خواهد گرفت و هر کدام از طرفين (حاميان دولت و سنتي ها و ميانه روها) متعهد مي شوند که به اين توافقات که قاعدتاً نوعي تقسيم قدرت و غنايم بعد از پيروزي است، پايبند باشند. همچنين مي توان به اين موضوع اشاره کرد که دولت نهم و در راس آن شخص احمدي نژاد حال با کسب يک دوره تجربه و انتقادات فراواني که بر عملکرد وي شده است، دايره اصطلاحاً خودي ها يا همان دايره اصولگرايي را فراخ تر کرده و برخلاف رويه خود در دولت اول، استفاده بيشتري از ساير اصولگرايان خواهد کرد.
اما اين قلم معتقد است حلقه نزديک احمدي نژاد و شخص وي همچنان خود را بي نياز از بدنه حزبي اصولگرايان مي دانند و در انتخابات آتي نيز به جاي دلخوش کردن به بيانيه ها و اطلاعيه هاي گروه ها و جمعيت هاي حزبي به همان فعاليت هاي مردم گرايانه خود از قبيل سفرهاي استاني و امکانات موجود در دولت اميدوارند. در همين راستا اشاره به گزارش ديوان محاسبات کشور ضروري مي نمايد که جنجال هاي بسياري را بين مجلس و دولت به وجود آورده است. بر اساس اين گزارش، وزارت نفت کمک هاي ريالي بسياري براي اجراي طرح ها و پروژه هاي مصوب سفرهاي استاني هيات دولت کرده است. در گزارش مذکور آمده است در سال هاي 85 و 86 جمعاً 86 ميليارد تومان از سوي وزارت نفت براي اين پروژه ها اختصاص يافته است. همچنين شرکت ملي نفت در دو سال 85 و 86 در ارتباط با مکاتبات با نهاد رياست جمهوري بدون دريافت اسناد و صورت وضعيت هاي مربوطه براي اجراي پروژه هاي عمراني از منابع داخلي خود 107 ميليارد تومان به دستگاه هاي اجرايي استان ها پرداخت کرده است. به اين ارقام، مبلغ 155 ميليارد تومان دست و دلبازي شرکت ملي نفت در دو سال 85 و 86 و کمک به کميته امداد امام خميني را هم اضافه کنيد که در راستاي سفرهاي استاني هيات دولت به اين کميته پرداخت شده است.
نگاهي به تجربه دولت فعلي احمدي نژاد بيانگر آن است که وي اصطلاحاً توصيه بردار نيست و آنچه را صحيح مي داند با جديت و بدون توجه به انتقادات موجود پيش مي برد. اين وضعيت سبب شده ويژگي اعتماد به نفس بالا را براي وي به کار برند. فارغ از صحت و سقم به کار بردن چنين ويژگي براي او آنچه مسلم است اينکه، وي نه در قضيه اسفنديار رحيم مشايي کوتاه آمد که صداي اعتراض اصولگرايان و برخي علما را هم در آورد و نه در موضوع علي کردان که نمايندگان خواستار استعفا يا برکناري او بودند، اما رئيس جمهور همچنان تا آخرين لحظه از وزير کشور خود دفاع کرد. کيفيت چينش کابينه و به خصوص تغيير و تحولات گسترده آن نيز گواه اين ادعاست که احمدي نژاد ترجيح مي دهد بيشتر با وزرايي کار کند که وزن سياسي قابل توجهي نداشته باشند و تابع نظرات رئيس خود باشند. اين گونه بود که چهره هاي باسابقه و شناخته شده يي همچون داوود دانش جعفري، طهماسب مظاهري و مصطفي پورمحمدي از جمع همکاران دولت کنار گذاشته شدند.
با اين وصف انتظار نابجايي است اگر تصور شود احمدي نژاد در صورت پيروزي مجدد در انتخابات، تغيير مشي اساسي در عملکرد خود و به خصوص نوع مواجهه با ساير اصولگرايان دهد.
علاوه بر اين اصولگرايان سنتي در صورت حمايت از احمدي نژاد از يک طرف بايد در آستانه انتخابات انتقادات سابق خود را به فراموشي بسپارند و از دولت و مجموعه يي حمايت کنند که تا همين چند ماه پيش انتقادات بسياري را به آن وارد مي کردند. اگر اين تغيير سياست به حساب بده بستان هاي سياسي و امري اجتناب ناپذير در عرصه سياست گذاشته شود، اصولگرايان باز هم با اين پارادوکس مواجهند که چگونه در آن واحد هم از ارزش هاي ادعايي خود مبني بر پرهيز از سياست بازي و تلاش براي خدمت رساني دفاع کنند و هم خود مصداق آنچه شوند که بارها و بارها رقباي اصلاح طلب خود را به آن متهم کرده اند؛ سياسي کاري. آيا در اين صورت آنها هيچ قرابتي با اين اظهارنظر مرحوم بهشتي خواهند داشت که فرمود؛«ما تشنه خدمتيم نه شيفته قدرت»؟
اما مساله به همين جا ختم نمي شود چرا که آنها بعد از انتخابات نيز قاعدتاً و به خصوص اگر سهمي هم از قدرت نصيب شان شود، بايد مدافع عملکرد دولت باشند. اين يعني تغيير ماهيت از موضع انتقادي يا حمايت انتقادي به حمايت صرف. بر اساس پيش بيني هايي که حتي خود اصولگرايان نيز آن را تاييد مي کنند، کشور در انتظار سال سختي است و وضعيت اقتصادي از آنچه در حال حاضر است نيز نامساعد تر خواهد شد. در صورت پيروزي مجدد احمدي نژاد و حمايت اصولگرايان سنتي، آيا آنها مي توانند خود را از تبعات تصميم هاي دولت احمدي نژاد مبرا بدانند؟ بي شک اصولگرايان سنتي چه بخواهند چه نخواهند مهر پشتيباني از دولت بر پيشاني آنها نيز خواهد خورد و در اين صورت جدا کردن راه خود از احمدي نژاد و سياست هايش به منزله بازگشت به وضعيت پيش از انتخابات است. حمايت از سياست هاي غيرقابل پيش بيني احمدي نژاد هم به منزله سهيم شدن در وضعيت موجود خواهد بود. آنگاه آنها نيز در هر نشست و مجمعي در برابر فشارهاي اقتصادي پيش بيني شده بر مردم در سال آينده، مجبور به توجيه هايي خواهند شد که معلوم نيست مردم و حتي اعضاي اين گروه هاي سياسي پذيراي آن باشند يا نه.
در هر حال اصولگرايان سنتي در صورتي که به حمايت از احمدي نژاد بپردازند در هر وضعيتي (چه اصلاح طلبان راي آورند چه احمدي نژاد و چه اصولگرايي غير از احمدي نژاد) بازنده انتخابات رياست جمهوري خواهند بود.
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار12:47