تبليغاتX
کویر نامه
کویر نامه
نوشته های شخصی ابراهیم نامدار

POWERED BY: BLOGFA.COM
چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387
دریغ از یک لالایی کودکانه محلی!

 گزارش زیر درباره میزان توجه شبکه های استانی صدا وسیما به فرهنگ سنن و گویش های محلی را برای سایت فردا تهیه کردم . چند ساعتی روی سایت بود اما بنا به مصالحی که ظاهرا بین مسئولان سایت فردا و صداو سیما بوده، حذف شده است.

«ما آن شبکه استانی را که بیشتر به مسائل ملی می‌پردازد شبکه استانی موفقی نمی‌دانیم، چون از مدار وظیفه اصلی خودش خارج شده است. وظیفه اصلی شبکه استانی پرداختن به سنن، زبان، گویش و مسائل قومی‌ همان استان است.»این بخشی از مصاحبه مهندس ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما در تاریخ هفتم تیر 1381 با شبکه یک سیما است. اما با گذشت چندین سال و افزایش شبکه‌های استانی به نحوی که در حال حاضر همه استان‌های کشور شبکه مخصوص به خود را دارند، آیا این دغدغه رئیس سازمان صدا و سیما متحقق شده است؟ آیا شبکه‌های استانی توانسته مخاطبان بومی خود را مجاب نماید که در کنار شبکه‌های سراسری نیم‌نگاهی هم به برنامه‌های شبکه محلی خود داشته باشند؟ آیا در طول این چند سال که شبکه‌های استانی راه‌اندازی شده است، فرهنگ، سنن و آئین‌ها و به‌ ویژه گویش‌های محلی در همان جغرافیای محلی توسعه یافته است؟


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار15:45
یکشنبه بیست و دوم دی 1387
یک پرسش از قوچانی، یک پاسخ از عبدی

محمد قوچانی در ضمیمه هفتگی روزنامه اعتماد ملی یادداشتی درباره حوادث غزه و موضوع بحران فلسطین داشت. نویسنده از شگفتی خود از سکوت گسترده و آزار دهنده روشنفکران دربرابر اقدامات دولت عبری شروع کرده و سپس با توضیح پنج رویکرد درباره تحلیل موضوع فلسطین، رهیافت سیاسی را رهیافت علمی و عملی مناسب در این باب می داند و از همین منظر است که معتقد است باید مساله فلسطین- اسرائیل را از نگاه سیاست مدرن بازکاوی کرد کاری که از عهده روشنفکران و ایدئولوگ ها بر نمی آید و بر عهده سیاست مداران حرفه ای، دیپلمات های کارآمد و حقوق دانان مستقل است.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار16:16
یکشنبه یکم دی 1387
یلدا بهانه است

انقلاب زمستان، آخرین شب پائیز و بلندترین شب سال. یلدا آغاز فصل سپید روی و سیاه درون. شروع روزگا ر صبوری و انتظار. سرآغاز امیدواری و دل بستن به حوادث کوچک و بزرگی که چند صباحی تا آمدن دوباره بهار، دلخوشمان نمایند.

حرف و حدیث درباره چله و شب نشینی شب یلدا بسیار است و بهتر از من همه بدان آشنایند. اما نکته ای که در این مقال به ذهن من می رسد، بسنده کردن به حداقل ها و دل خوشی به دل خوش کنک های فانتزی است. این روزها کمتر خانواده هایی هستند که از هر قشر و طبقه ای از وضعیت موجود رضایت داشته باشند. فردی شدن هر چه بیشتر زندگی های امروزه ولو بالاجبار و ناخواسته هیچ سنخیتی با سنت ایرانی ندارد. با این حال در این بحبوحه به اصطلاح شهری شدن و تشبه به دنیای مدرن، باز هم برخی از همان سنتها و آئین های تاریخی است که بهانه ای می شود برای رفع خستگی روحی و برخی نا آرامی هایی که به نظر می رسد ، بخشی جدا ناپذیر از زندگی های امروزی شده است.

مراد از دل خوش کنک های فانتزی  قطعا سنتها و آئین های تاریخی نیست بلکه اشاره ای است به نوعی قناعت در طبع و رضایت به مولفه های رضایت بخش حداقلی. به تعبیری دنیای جدید دنیای آرمان ها و ایده آل ها نیست. حال اینکه این دنیای جدید با این خصلت هایش برای ما ایرانی ها که همیشه آرزوهای دست نیافتنی داشته ایم و آرمان های بزرگی می پرورانده ایم خیلی خوش یمن نبوده است.  دیگر داشتن یک آرمان یا هدف خیلی بزرگ و رسیدن به آنها نیست که خوشحالمان می کند بلکه یاد گرفته ایم یا عادت کرده ایم که از برخی حوادث و چیزهای پیش پا افتاده هم خوشحال شویم. بیراه نیست اگر همین تفاوت ذاتی را یکی از مهمترین دلایل دست و پا زدن مان در میانه سنت و مدرنیته دانست. ما از یک طرف یک کمی مدرن شده ایم و به وقایع اطرافمان واقعی می نگریم و از طرف دیگر هنوز هم همان سنتها و آئین های تاریخی است که یک کمی سرگشته گی هایمان را تسکین می دهد.این که این پست ربطی به شب یلدا دارد یا نه را نمی دانم.خیلی هم مهم نیست. شاید تنها ربطش همین باشد که یلدا بهانه ای شدن برای نوشتن و تفالی به حافظ زدن. 

این هم فال حافظ شب یلدای امسال

 به دور لاله قدح گیر و بی ریا می باش

                                               به بوی گل نفسی همدم صبا می باش

نگویمت که همه ساله می پرستی کن

                                              سه ماه می خور و نه ماه پارسا می باش

چو پیر سالک عشقت به می حواله کند

                                              بنوش و منتظر رحمت خدا می باش

گرت هواست که چون جم بسر غیب رسی

                                              بیا و همدم جام جهان نما می باش

چو غنچه گر فرو بستگی است کار جهان

                                              تو همچو باد بهاری گره گشا می باش

وفا مجوی زکس ورسخن نمی شنوی

                                            به هرزه طالب سیمرغ و کیمیا می باش

مرید طاعت بیگانگان مشو حافظ

                                           ولی معاشر رندان پارسا می باش


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار15:49