ماجراي اسفنديار رحيم مشايي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به نقطه اوج خود رسيده و بعيد نيست امروز و فردا وي مجبور به كنارهگيري از سمت دولتي خود شود. در واكنش به اظهارات رحيم مشايي از نمايندگان مجلس گرفته تا تشكلهاي دانشجويي و شخصيتهاي سياسي و مراجع تقليد به ميدان آمده و ضمن محكوم كردن اظهارات مشاور رئيس جمهور، خواستار بركناري وي شدهاند.
با توجه به مواضع رسمي جمهوري اسلامي ايران درباره اسرائيل، تا اينجاي كار طبيعي است و انتقادات وارده بر رحيم مشايي امري غير معمول نيست با اين حال در ميان منتقدان و مخالفان سخنان مشاور رئيس جمهور و به ويژه كيفيت اين واكنشها جاي يك عده يا گروه خاصي خالي است. افكار عمومي جامعه ايران تا پيش از روي كار آمدن دولت اصولگراي نهم،شاهد حضور يك اقليت ناراضي به سياستهاي فرهنگي دولت اصلاحات بود كه مشخصه خاص آنها نوع و كيفيت كنش انتقاديشان بود.
اين اقليت بارها و بارها در برابر برخي رفتارها و سياستهاي دولت اصلاحات كه به زعم خود، مغاير با ارزشهاي ديني و سياستها و آرمانهاي انقلاب اسلامي بود، كفنپوش به خيابان ميآمدند و اقدام به برپايي تجمع ميكردند.
اما در طول سه سال گذشته كه دولت احمدينژاد بر سر كار آمده، با وجود بروز برخي رفتارها و كنشهايي كه موجب رنجش آيات عظام و مراجع تقليد شده،اين اقليت كفنپوش، ظهور و بروزي نداشته است. از اين نوع رفتارها كه باعث حساسيت و آزرده خاطري مراجع و طيفهاي سياسي اصولگرايان نيز شد ميتوان به ماجراي دستور رئيس جمهور براي ورود زنان به ورزشگاهها، آزمون ضمن خدمت فرهنگيان كه در سوالات آن توهين صريح به ساحت مقدس پيامبر اكرم (ص) صورت گرفت، حضور بحث برانگيز مشاور رئيس جمهور در همايش تركيه اشاره كرد. در تمامي اين موارد هيچ اثري از اقليت كفنپوش كه مدعي دغدغه ديني، داشتند، ديده نشد.
هرچندتغيير نوع انتقاد و مخالفت از چنان كيفيتي و تبديل آن به روشهاي دموكراتيكتري چون صدور بيانيه و حتي برگزاري تجمع آرام و بدون خشونت جاي خرسندي است، اما آنچه مهم مينمايد؛ انگيزه آن اقليت مذكور است. در واقع اگر آن رفتارهاي سابق از سر دردمندي و دغدغه دين داشتن بوده است، چرا در برابر رفتارهايي به مراتب حساسيت برانگيزتر، سكوت كردهاند؟
بيراه نيست آن كفن پوشيدن و اين سكوت را مصلحتي يكسان دانست؛ مصلحت اصولگرايان.
اصولگرايان نيز در حال حاضر كه جريان سياسي هستند كه مجلس و دولت را در اختيار دارند. پس انگيزه اصلي آن رفتارها ( كفن پوشيدن) نه دغدغه ديني، كه دغدغههايي كاملا سياسي بوده است.
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار19:31
