تبليغاتX
کویر نامه
کویر نامه
نوشته های شخصی ابراهیم نامدار

POWERED BY: BLOGFA.COM
سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387
جاي خالي كفن‌پوشان

ماجراي اسفنديار رحيم مشايي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به نقطه اوج خود رسيده و بعيد نيست امروز و فردا وي مجبور به  كناره‌گيري از سمت دولتي خود شود. در واكنش به اظهارات رحيم مشايي از نمايندگان مجلس گرفته تا تشكل‌هاي دانشجويي و شخصيت‌هاي سياسي و مراجع تقليد به ميدان آمده و ضمن محكوم كردن اظهارات مشاور رئيس جمهور، خواستار بركناري وي شده‌اند.

با توجه به مواضع رسمي جمهوري اسلامي ايران درباره اسرائيل، تا اينجاي كار طبيعي است و انتقادات وارده بر رحيم مشايي امري غير معمول نيست با اين حال در ميان منتقدان و مخالفان سخنان مشاور رئيس جمهور و به ويژه كيفيت اين واكنش‌ها جاي يك عده يا گروه خاصي خالي است. افكار عمومي جامعه ايران تا پيش از روي كار آمدن دولت اصول‌گراي نهم،‌شاهد حضور يك اقليت ناراضي به سياست‌هاي فرهنگي دولت اصلاحات بود كه مشخصه خاص آنها نوع و كيفيت كنش انتقادي‌شان بود.

اين اقليت بارها و بارها در برابر برخي رفتارها و سياست‌هاي دولت اصلاحات كه به زعم خود، مغاير با ارزش‌هاي ديني و سياست‌ها و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي بود، كفن‌پوش به خيابان مي‌آمدند و اقدام به برپايي تجمع مي‌كردند.

اما در طول سه سال گذشته كه دولت احمدي‌نژاد بر سر كار آمده، با وجود بروز برخي رفتارها و كنش‌هايي كه موجب رنجش آيات عظام و مراجع تقليد شده،‌اين اقليت كفن‌پوش، ظهور و بروزي نداشته است. از اين نوع رفتارها كه باعث حساسيت و آزرده خاطري مراجع و طيف‌هاي سياسي اصولگرايان نيز شد مي‌توان به ماجراي دستور رئيس جمهور براي ورود زنان به ورزشگاه‌ها، آزمون ضمن خدمت فرهنگيان كه در سوالات آن توهين صريح به ساحت مقدس پيامبر اكرم (ص) صورت گرفت، حضور بحث برانگيز مشاور رئيس جمهور در همايش تركيه اشاره كرد. در تمامي اين موارد هيچ اثري از اقليت كفن‌پوش كه مدعي دغدغه‌ ديني، داشتند، ديده نشد.

هرچندتغيير نوع انتقاد و مخالفت از چنان كيفيتي و تبديل آن به روش‌هاي دموكراتيك‌تري چون صدور بيانيه و حتي برگزاري تجمع آرام و بدون خشونت جاي خرسندي است، اما آنچه مهم مي‌نمايد؛ انگيزه آن اقليت مذكور است. در واقع اگر آن رفتارهاي سابق از سر دردمندي و دغدغه دين داشتن بوده است، چرا در برابر رفتارهايي به مراتب حساسيت برانگيزتر، سكوت كرده‌اند؟

بيراه نيست آن كفن پوشيدن و اين سكوت را مصلحتي يكسان دانست؛ مصلحت اصول‌گرايان.

اصول‌گرايان نيز در حال حاضر كه جريان سياسي هستند كه مجلس و دولت را در اختيار دارند. پس انگيزه اصلي آن رفتارها ( كفن پوشيدن) نه دغدغه ديني، كه دغدغه‌هايي كاملا سياسي بوده است.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار19:31
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387


وقتی 110 مشغول است و تلفن کلانتری را هیچ کس جواب نمی دهد

زنده باد طرح امنیت اجتماعی!

شنبه شب در محل زندگی ما(گلبرگ،انتهای کرمان جنوبی ؛خیابان عباسی)دعوایی درگرفت که علتش را نمی دانم . اما شدت دعوا به حدی بود که برای یک ساعت محل شلوغ شد. آقایانی که دعوا می کردند هم اصلا کم نگذاشتند!از عربده کشی و فحش های رکیک گرفته تا چاقو کشی و شیشه مغازه ها را شکستن و زخمی کردن همدیگر و به هم ریختن محله.

در چنین مواقعی اولین کاری که می شود کرد قاعدتا زنگ زدن به 110 و اطلاع دادن است. من هم مثل خیلی های دیگر این کار را کردم اما بوق های ممتد مشغولی و این پیام که شبکه مشغول است جوابی بود که دریافت کردیم. بیشتر از نیم ساعت به فاصله چند دقیقه تماس گرفتم اما شبکه همچنان مشغول بود. این شد که از خیر 110 گذشتم ، به 118 زنگ زدم و شماره کلانتری محل (کلانتری نارمک )را گرفتم. دو شماره تلفن خوانده شد و من یادداشت کردم. 77894241 و77897171

اما شماره اولی می رفت روی فکس و دومی را هم که اصلا کسی برنمی داشت. گفتم شاید شماره را اشتباهی یادداشت کرده ام .دوباره به 118 زنگ زدم .ولی شماره ها همان بودند.

همسایه هایی که جمع شده بودند و ظاهرا آنها هم موفق نشده بودند به 110 زنگ بزنند می گفتند امشب تعطیله خود نیروی انتظامی هم عمدا جواب نمی ده. می گن فردا خودشان می رن کلانتری و از دست هم شکایت می کنن.!

حدودا نزدیک یک ساعت از شروع دعوا گذشته بود که یک آمبولانس اورژانس آمد . به آقایی که از اورژانس آمده بود ماجرا را تعریف کردم .اونم لبخندی تحویل داد و گفت:چند روز پیش یه موتوری زد به آمبولانس ما و از آنجا که موتور دزدی بود راننده فرار کرد. گفت که ساعت 4 زنگ زده به 110 و ساعت 11 آقایان آمده اند موتور دزدی را تحویل گرفته اند.

این شرح مختصری بود از آنچه توی محله ما اتفاق افتاد. از این قبیل اتفاقات هر روز در محله های مختلف شهر می افتد و مردم هم دیگر برایشان طبیعی شده .

اما آنچه قابل تامل است این همه تبلیغ و سروصدایی است که از همه تریبون های رسمی درباره طرح به اصطلاح امنیت اجتماعی می شود. طی چند مدت گذشته این قدر این طرح به مذاق نیروی انتظامی و برخی نهادها و شخصیت ها خوش آمد که علاوه بر تشکر ائمه جمعه از بانیان و مجریان و پخش گزارش های گانگستری نیروهای ویژه از تلویزیون ،فیلم این فتح الفتوح ها را در سایت های اینترنتی هم به نمایش گذاشتند. همه مدافعان هم با استناد به نظرسنجی های خودشان مدعی شدند که اکثریت جامعه با این برخوردها موافق هستند.

در این میان کسانی هم بودند و هستند که طرح مزبور را با رویکردی امنیتی -سیاسی ارزیابی می کنند و معتقدند آنچه به اسم طرح امنیت اجتماعی اجرا می شود و طی آن مدام نیروهای ویژه انتظامی در خیابان ها و صفحه تلویزیون به نمایش در می آید به نوعی قدرت نمایی و به رخ کشیدن توانایی حکومت در برابر هر گونه حرکتی است. این عده معتقدند حکومت با این نمایش قدرت ،سعی در ایجاد فضای رعب دارد و چون مشروعیت خود را خدشه دار می بیند به قدرت نمایی روی آورده است.

من به درستی و یا نادرستی این تحلیل یا نظر کاری ندارم .ولی خیلی از همسایه های ما که در طول یک ساعت درگیری و بزن و بزن و عربده کشی و مشاهده ارازل و اوباش واقعی ،هیچ نشانی از نیروهای انتظامی ندیدند به همدیگر می گفتند پس این نیروهای ویژه که هر روز توی خیابون ها به  پسرا و دخترا گیر می دند (شما بخوانید ارشاد می کنند) کجایند؟

این فیلم هایی گانگستری که نشان می دهند و به سرعت برق و باد نیروی انتظامی در هر حادثه ای حاضر می شود خالی بندی است؟ به هر حال من به همراه هم محلی ها دیشب این ارازل و اوباش را دیدیم اما نشانی از نیروهای انتظامی نیافتیم. حال من مانده ام آن همه ادعا و تعریف و تمجیدی که از طرح امنیت اجتماعی می شود را قبول کنم یا بی امنیتی که دیشب توی محله مان واقع شد و نه 110 در دسترس بود و نه کسی در کلانتری که جواب تلفن را بدهد. بی شباهت با مثل دم خروس و قسم حضرت عباس نیست.

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار9:28
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387
کشتار انسان ها به دست انسان ها

در عصری که اوج تمدن انسانش می خوانند به فاصله کمتر از سه روز دوهزار نفر در پیش چشم همه نهادها و شخصیت های بین المللی به خاک و خون کشیده می شوند. سیاستمداران فرمان جنگ می دهند و بعد با ژست های قهرمانانه در صفحات تلویزیون حاضر می شوند ،از نیروهای مسلح خود بازدید می کنند و به مقر خود بازمی گردند. تا نهادهای بین المللی مدافع صلح و حقوق بشر به خود بیایند جان بسیاری گرفته می شود. در طول چند روز گذشته که جنگ روسیه و گرجستان در گرفته وخوشبختانه پایان یافته است گفته می شود بیش از دو هزار نفر جان باخته اند. دو هزار عدد کمی نیست . تصور کنید وقتی یک نفر از بستگان آدم فوت می کند چقدر سخت است و اندوهناک . حال این همه آدم قربانی بازی های سیاسی و اشتباه تحلیل مشاوران سیاستمداران و رهبران کشورها شده اند.  ما ایرانی ها که طعم تلخ جنگ را چشیده ایم می دانیم بمب و خمپاره و خون و آتش و آوارگی ومرگ یعنی چه. این ها همه به یک طرف وهزینه های گزافی که می توانست صرف آبادانی و رفع مشکلات شود و حال هزینه کشتار هم نوعان می شود به یک طرف.یک نسل در گیر جنگ می شود ولو جنگی چند روزه وچه بسا چند نسل باید تبعات آن را به دوش بکشند.به امید روزی که آدم ها به یک بلوغ کامل برسند که دیگر برای حل مشکلاتشان دست به اسلحه نبرند.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار14:9
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387
کشتار انسان ها به دست انسانها

در عصری که اوج تمدن انسانش می خوانند به فاصله کمتر از سه روز دوهزار نفر در پیش چشم همه نهادها و شخصیت های بین المللی به خاک و خون کشیده می شوند. سیاستمداران فرمان جنگ می دهند و بعد با ژست های قهرمانانه در صفحات تلویزیون حاضر می شوند ،از نیروهای مسلح خود بازدید می کنند و به مقر خود بازمی گردند. تا نهادهای بین المللی مدافع صلح و حقوق بشر به خود بیایند جان بسیاری گرفته می شود. در طول چند روز گذشته که جنگ روسیه و گرجستان در گرفته و خوشبختانه پایان یافته است گفته می شود بیش از دو هزار نفر جان باخته اند. دو هزار عدد کمی نیست . تصور کنید وقتی یک نفر از بستگان آدم فوت می کند چقدر سخت است و اندوهناک . حال این همه آدم قربانی بازی های سیاسی و اشتباه تحلیل مشاوران سیاستمداران و رهبران کشورها شده اند.  ما ایرانی ها که طعم تلخ جنگ را چشیده ایم می دانیم بمب و خمپاره و خون و آتش و آوارگی ومرگ یعنی چه. این ها همه به یک طرف وهزینه های گزافی که می توانست صرف آبادانی و رفع مشکلات شود و حال هزینه کشتار هم نوعان می شود به یک طرف.یک نسل در گیر جنگ می شود ولو جنگی چند روزه وچه بسا چند نسل باید تبعات آن را به دوش بکشند.به امید روزی که آدم ها به یک بلوغ کامل برسند که دیگر برای حل مشکلاتشان دست به اسلحه نبرند.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار14:4
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387
این یک روز هم ارزانی شما

امسال در حالی به استقبال روز خبرنگار رفتیم که یعقوب مهرنهاد روزنامه نگار و وبلاگ نویس در سیستان وبلوچستان به اتهام ارتباط با گروه جندالله اعدام شد. اعدام یک روزنامه نگار در آستانه روز خبرنگار را وقتی در کنار این همه تمجید وتعریف های کلیشه ای و تکراری می گذاریم آنگاه به پذیرش جایگاه روزنامه نگاری در ایران پی می بریم. عیسی سحر خیز در گفت وگویی گفته بود بهترین جمله ای که درباره روزنامه نگاری حرفه ای و مطبوعات آزاد در ایران می توان گفت اینکه؛باید فاتحه روزنامه نگاری حرفه ای ومطبوعات آزاد را خواند. به واقع که همین طور است. بسیاری از روزنامه هایی که در حال حاضر منتشر می شوند فاصله بسیاری تا حد و اندازه ها  وحتی حداقل های استاندارد دارند. بر همین اساس عجیب نیست تیراژ خیلی از این روزنامه ها به 6 – 7 هزار هم نمی رسد.

 به هر روی روز خبرنگار هم مناسبتی شده برای برخی  که در این باب هم روده درازی کنند و در تمجید از روزنامه نگاران سخن بگویند. این یک روز هم باشد ارزانی آنها.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار20:0