بعد از ظهر های جمعه واقعا دلگیره بخصوص که مجبور باشی سر کار هم بری .علی رغم بی حوصلگی در بعد از ظهر صبح امروز خیلی خوب بودم .ساعت 7 مثل اکثر روزها رفتم پارک فدک .هوا پس از باران دیشب خیلی خوب بود. یک هوای بهاری .یک ساعت بدمینتون بازی کردن با آقای رحیمی حسابی عرقم را در آورد .در مسیر آمدن به روزنامه سوار اتوبوس شدم.چند ایستگاه بعدتر در ایستگاه روبه به روی زندان قصر سابق چند خانم با قر قر زیاد از تاخیر اتوبوس بالا آمدند.آقای راننده که انگار بهش برخورده بود نگاهی به اینه روبه روش انداخت وهمچنان که رانندگی می کرد گفت:می خوایی مفت ومجانی بری باید منتظر هم بمانی. یه خورده سر کیسه را شل کن وبا سواری برواینقدر قر نزن . ناخودآگاه نگاهم به صورت بغل دستیم افتاد که او هم به طرف من برگشت ولبخندی صورتش را گرفت وگفت یه ساعت ملت رو معطل می کنند بعد طلبکار هم میشن.حرفش را با لبخدی تایید کردم وبا خودم گفتم آقای شهردار وهمه دست اندرکاران ترافیک که این همه بر استفاده از وسایل نقلیه عمومی تاکید می کنند با این دلیل وتوجیه است که مردم با کرایه کمتر سفر کنند یا واقعا برای کاستن از حجم ترافیک است. اگر گزینه دوم است انها که این همه بر استفاده نکردن از وسایل شخصی اصرار می کنند چرا یک جلسه توجیهی برای کارمندان وکارکنان خودشان نمی گذارند وآنها را توجیه نمی کنند که آقای راننده شما وظیفه ات را انجام می دهی در حق کسی لطف نمی کنی .واقعا برخی از این راننده ها اگر نگویم لمپن خیلی بی فرهنگ هستند .چند ماه پیش وقتی به یکی از آنها گفتم که چرا سر ایستگاه نگه نمی داری ناراحت شد وبگو مگوی ما به انجا رسید که آقای راننده از کنار فرمان یک چماق در آورد وبا سرو صدا از من خواست که بروم پایین دعوا کنم. من هم به امید برخورد سازمان نظارت اتوبوسرانی گزارشی نوشتم و فکس کردم. علی رغم گذشت 3 ماه هیچ اتفاقی نیافتاده است . به هر حال آقای قالیباف خوش مشرب وخوش تیپ بهتره یه خورده درس اخلاق هم به کارمنداش بده.
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار16:59
