تبليغاتX
کویر نامه
کویر نامه
نوشته های شخصی ابراهیم نامدار

POWERED BY: BLOGFA.COM
جمعه بیست و پنجم اسفند 1385
آقای شهردارسر کیسه رو شل کن با سواری برو !!!

بعد از ظهر های جمعه واقعا دلگیره بخصوص که مجبور باشی سر کار هم بری .علی رغم بی حوصلگی در بعد از ظهر صبح امروز خیلی خوب بودم .ساعت 7 مثل اکثر روزها رفتم پارک فدک .هوا پس از باران دیشب خیلی خوب بود. یک هوای بهاری .یک ساعت بدمینتون بازی کردن با آقای رحیمی حسابی عرقم را در آورد .در مسیر آمدن  به روزنامه سوار اتوبوس شدم.چند ایستگاه  بعدتر در ایستگاه روبه به روی زندان قصر سابق چند خانم با قر قر زیاد از تاخیر اتوبوس بالا آمدند.آقای راننده که انگار بهش برخورده بود نگاهی به اینه روبه روش انداخت وهمچنان که رانندگی می کرد گفت:می خوایی مفت ومجانی بری باید منتظر هم بمانی. یه خورده سر کیسه را شل کن وبا سواری برواینقدر قر نزن . ناخودآگاه نگاهم به صورت بغل دستیم افتاد که او هم به طرف من برگشت ولبخندی صورتش را گرفت وگفت  یه ساعت ملت رو معطل می کنند بعد طلبکار هم میشن.حرفش را با لبخدی تایید کردم وبا خودم گفتم آقای شهردار وهمه دست اندرکاران ترافیک که این همه بر استفاده از وسایل نقلیه عمومی تاکید می کنند با این دلیل وتوجیه است که مردم با کرایه کمتر سفر کنند یا واقعا برای کاستن از حجم ترافیک است. اگر گزینه دوم است انها که این همه بر استفاده نکردن از وسایل شخصی اصرار می کنند چرا یک جلسه توجیهی برای کارمندان وکارکنان خودشان نمی گذارند وآنها را توجیه نمی کنند که آقای راننده  شما وظیفه ات را انجام می دهی  در حق کسی لطف نمی کنی .واقعا برخی از این راننده ها اگر نگویم لمپن خیلی بی فرهنگ هستند .چند ماه پیش وقتی به یکی از آنها گفتم که چرا سر ایستگاه نگه نمی داری ناراحت شد وبگو مگوی ما به انجا رسید که آقای راننده از کنار فرمان یک چماق در آورد وبا سرو صدا از من خواست که بروم پایین دعوا کنم. من هم به امید برخورد سازمان نظارت اتوبوسرانی گزارشی نوشتم و فکس کردم. علی رغم گذشت 3 ماه هیچ اتفاقی نیافتاده است . به هر حال آقای قالیباف خوش مشرب وخوش تیپ بهتره یه خورده درس اخلاق هم به کارمنداش بده.

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار16:59
چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385
مجلس در محاصره نیروی انتظامی

در ادامه اعتراضات معلمان به لایحه نظام پرداخت هماهنگ امروز هم میدان بهارستان وجلوی مجلس شاهد حضور معلمان ونیروی انتظامی بود.تجمع معلمان از حدود ساعت نه صبح با حضور پراکنده آنها شروع وتا ساعت یازده ادامه داشت.امروز بر خلاف روزهای گذشته تعداد نیروهای انتظامی وضد شورش  از تعداد تجمع کنندگان بسیار بیشتر بود .آنها مجلس را به محاصره خود در آورده بودند واجازه تردد به عابران  در پیاده رو منتهی به محوطه مجلس را نمی دادند.معلمان که در اعتراض به لایحه نظام هماهنگ پرداخت تجمع کرده بودند و در دسته های چند نفری با همدیگر گفتگو می کردند با واکنش ماموران انتظامی مواجه می شدند وبرخی نیز توسط آنها به ساختمانی متعلق به شهرداری منطقه 11 فرستاده می شدند و سپس به داخل اتوبوسهای سازمان اتوبوسرانی هدایت می شدند .برخی نیز پس از درگیری لفظی با ماموران مستقیم به اتوبوس برده می شدند.از گفتگو های  پراکنده معلمان شنیده می شد که از 14 فروردین در سر کلاسهای درس حاضر نمی شوند. آنها سپس همدیگر را به پیوستن به تجمع همکارانشان در مقابل آموزش وپرورش در خیابان قرنی دعوت می کردند. معلمان در مقابل وزارت آموزش وپرورش نیز تجمع کرده بودند وبا نیروهای انتظام در گیر شدند .ماموران انتظامی برای متفرق کردن آنها به زور متوسل شده وچند نفر را نیز بازداشت کردند.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار13:11
دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385
هر دم‌ از اين‌ باغ‌ بري‌ مي‌رسد

يادداشت زير مثل سابق در روزنامه اجازه انتشار نيافت به چه علت بماند.

سخنگوي‌ دستگاه‌ ديپلماسي‌ كشور كه‌ اين‌ روزها با انتقادات‌ وسيعي‌ از طرف‌ كارشناسان‌ و صاحب‌ نظران‌ اين‌ حوزه‌ روبه‌رو است‌ روز يكشنبه‌ خبري‌ را اعلام‌ كرد كه‌ بلافاصله‌ بر روي‌ خروجي‌ اكثر خبرگزاري‌هاي‌ داخلي‌ و خارجي‌ رفت. سفر  رئيس‌جمهورايران‌ به‌ نيويورك‌ و شركت‌ در جلسه‌ شوراي‌ امنيت‌ سازمان‌ ملل‌ براي‌ دفاع‌ از حقوق‌ ملت‌ ايران.

اعلام‌ اين‌ خبر در شرايطي‌ كه‌ موضوع‌ هسته‌اي‌ ايران‌ به‌ بحراني‌ترين‌ روزهاي‌ خود رسيده‌ است‌ و با توجه‌ به‌ مقايسه‌اي‌ بين‌ ملي‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ با موضوع‌ هسته‌اي‌ از طرف‌ ارگانها و نهادهاي‌ رسمي‌ مي‌شود، ناخودآگاه‌ آدم‌ را به‌ ياد حضور دكتر محمد مصدق‌ در دادگاه‌ لاهه‌ مي‌اندازد كه‌ اتفاقا سربلند از آن‌ دادگاه‌ بيرون‌ آمد.

اما آنچه‌ در خور تامل‌ است‌ عدم‌ ظرافت‌ انديشي‌ و باريك‌بيني‌ دستگاه‌ ديپلماسي‌ كشور است‌ كه‌ با كدام‌ توجيه‌ عقلاني‌ و ديپلماتيك‌  رئيس‌جمهوررا راهي‌ سفري‌ مي‌خواهند بكنند كه‌ هيچ‌ گونه‌ تاثير حقوقي‌ و ديپلماتيكي‌ ندارد.

همانگونه‌ كه‌ مي‌دانيم‌ جلسه‌ شوراي‌ امنيت‌ در خصوص‌ فصل‌ هستم‌ منشور سازمان‌ ملل‌ تنها در شرايطي‌ تشكيل‌ مي‌گردد كه‌ 15 عضو اين‌ شورا از پيش‌ بر سر پيش‌نويس‌ قطعنامه‌اي‌ راي‌گيري‌ كرده‌ باشند و به‌ نتيجه‌ قطعي‌ رسيده‌ باشند. البته‌ رايزني‌ اوليه‌ در بين‌ 5 عضو دائمي‌ شورا صورت‌ مي‌گيرد به‌ تعبير ديگر تا زماني‌ كه‌ امضاي‌ رسمي‌ 15 عضو بر پيش‌نويس‌ نقش‌ نبندد، شوراي‌ امنيت‌ در خصوص‌ موارد مرتبط‌ با حفظ‌ صلح‌ و امنيت‌ بين‌المللي‌ (فصل‌ هفتم؟ تشكيل‌ جلسه‌ نمي‌دهد.)

جلسه‌اي‌ كه‌ براساس‌ فصل‌ هفتم‌ تشكيل‌ مي‌شود جلسه‌ اعلام‌ نتيجه‌ رايزني‌ها و صدور راي‌ است‌ نه‌ جلسه‌ رايزني‌ و گفت‌وگو. حال‌ جاي‌ اين‌ سوال‌ باقي‌ است‌ كه‌ حضور احمدي‌ نژاد در جلسه‌اي‌ كه‌ نتيجه‌ آن‌ قبل‌ از تشكيل‌  مشخص‌ شده‌ است‌ و هيچ‌ گونه‌ گفت‌وگو و رايزني‌ در آن‌ صورت‌ نخواهد گرفت‌ چه‌ توجيهي‌ مي‌تواند داشته‌ باشد، رئيس‌جمهوريا هر نماينده‌ ديگري‌ از طرف‌ كشوري‌ كه‌ موضوع‌ مورد بررسي‌ در شورا به‌ آن‌ مربوط‌ است‌ مي‌تواند در جلسه‌ شوراي‌ به‌ عنوان‌ ناظر و بدون‌ راي‌ شركت‌ كند.

اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ حتي‌ اجازه‌ نطق‌ نماينده‌ مذكور نيز در اختيار  رئيس‌ جلسه‌ است‌ و چه‌ بسا ممكن‌ است‌  رئيس‌ جلسه‌ اساسا اجازه‌ صحبت‌ كردن‌ به‌ نماينده‌ كشور مذكور را ندهد. احمدي‌ نژاد قصد شركت‌ در جلسه‌اي‌ را نموده‌است‌ كه‌ حتي‌ امكان‌ اجازه‌ سخن‌ ندادن‌ به‌ وي‌ نيز وجود دارد. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ وي‌ به‌ كرات‌ شوراي‌ امنيت‌ را نهادي‌ آلت‌ دست‌ زورگويان‌ و تصميمات‌ آن‌ را فاقد ارزش‌ حقوقي‌ داشته‌ است. اگر از منظر  رئيس‌جمهور شوراي‌ امنيت‌ هيچ‌ گونه‌ ارزش‌ حقوقي‌ ندارد چه‌ ضرورتي‌ براي‌ حضور وي‌ و دفاع‌ از حقوق‌ ملت‌ در چنين‌ جلسه‌اي‌ وجود دارد. به‌ هر روي‌ خبر سفر احمدي‌ نژاد به‌ نيويورك‌ و شركت‌ در جلسه‌ شوراي‌ امنيت‌ از طرف‌ دستگاه‌ ديپلماسي‌ كشور حكايت‌ اين‌ ضرب‌ المثل‌ است‌ كه‌ هر دم‌ از اين‌ باغ‌ بري‌ مي‌رسد.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار18:32
شنبه نوزدهم اسفند 1385
بذرپاش مدیر عامل پارس خودرو شد دهن کجی به تهرانیها

هنوز بیش از سه ماه از انتخابات شوراهای شهرو روستا نمی گذرد که دولت کریمه مهرورز شهروندان تهرانی را مورد عنایت قرار داده والبته به آنها فهمانده است که در انتخابات مذکور به بیراهه رفته اند.مهرداد بذرپاش رییس ستاد رایحه خوش خدمت که پیش از انتخابات تنها سمت رسمی که داشت رییس مشاوران جوان احمدی نژاد بود به مدیریت عاملی شرکت پارس خودرو انتخاب شده است .دهن کجی از این بالاتر که دولت محترم کسی را که مردم شایستگی حضور در شورای شهر را برایش قائل نشده اند به میر عاملی یکی از شرکتهای بزرگ خودرسازی انتخاب می کند.حال رای ونظر مردم در این میان چه می شود سوالی است که طرفداران دو آتشه اصول گرایان باید پاسخ بدهند.ظاهرا این انتصاب اقدامی است درراستای جوانگرایی،چرا که وی تا پیش از این رییس مشاوران جوان احمدی نژاد بوده است .به هر روی شاید به این وسیله مردم بفهمند که چقدر نظرشان در مدیریت کشوری مهم است.با این انتصاب قطعا  برخی دوستان تحریمی بر ما خورده خواهند گرفت که این هم نتیجه شرکت وتاثیر تان در انتخابات .دولتی که رای مردم را فقط وفقط برای کوبیدن به دهان به اصطلاح استکبار جهانی می خواهد بیش از این نباید انتظار داشت .


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار15:14
شنبه دوازدهم اسفند 1385
نامه کویر

عنوان کویر نامه اقتباسی است از توصیفات شریعتی ودولت آبادی از کویر وکویر نشیتان.وضعیت خیلی ازماها دراین روزها هم بی شباهت به وضعیت کویری نیست .نمیدانم چقدر با زندگی درکویر آشنا هستید واساسا گذرتان به بیابانهای برهوت افتاده است ؟آنچه دروهله اول به نظر می رسد سکوت وآرامشی است که به خصوص برای بریدگان از سروصدا وشلوغی شهرستانهای بزرگ وبویژه تهران بسیار خوش آیند خواهد بود. اما سکوت کویر همیشگی نیست وآنگاه که بجوشد وبخروشد کمتر کسی را تاب تحمل خواهد بود. سختی وزمختی که به کویریان نسبت می دهند (مثل شخصیتهای جای خالی سلوچ وروزگار سپری شده مردم سالخورده محمود دولت آبادی)بواقع اشاره به همین التهابات ونا آرامی های کویر دارد .این روزها خیلی از ماها ساکتیم وسکوتمان نه از رضایت وحرف نداشتن که از بی انگیزه گی ونا امیدی است.بیم من از روزی است که سکوتمان بشکند وشکستن سکوت نه منجر به حرف زدن وگفتگو که بدل به فریاد شود .فریاد بر سر کی ؟فرقی نمی کند هرکه در سرراهمان بود.                            

درباره کویر و جلین بعدا بیشتر می نویسم.جلین زادگاه من است روستایی در ۱۵ کیلومتری شرق سبزوار.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار11:45
چهارشنبه نهم اسفند 1385


امروز نهم اسفند اولین مطلب کویرنامه نوشته می شود.هرچند بیش از یک ماه از ثبت آن می گذرد اما هیچ گاه فرصت نشد به جمع وبلاگ نویسها بپیوندم.درسهای دانشگاه ازیک طرف وپروژه های عقب مانده کاری در کنار کار روزنامه ازطرف دیگر دست به دست هم دادندتا تاخیری یک ماهه پدید آید .البته ناگفته نماند که همواره بیم داشته ام درگیر شدن در وب گردی خود نیز مشغله ای شود وقت گیر همچنانکه می بینم برخی دوستان واقعا معتاد آن شده اند وچه بسا وقت وبی وقت ازکار خود می زنند وبه سراغ وبلاگشان می روند.به هرروی فضای مجازی هم حکم رسانه ای رایافته است که به نزدیک شدن ایده ها کمک می کند .ایده هایی که به هر دلیل فرصت ظهور وبروز نمی یابندیا مجال محک خوردن نمی یابند.   دیروز یادداشت کوتاهی در خصوص قطار هسته ای آقای احمدی نژاد نوشتم که در روزنامه چاپ نشد . نمی دانم تصور قطار بی ترمز و بدون دنده عقب تصوری ممکن هست یا نیست اما در وهله نخست که به نظر نمی رسد چنین قطاری در هیچ کارخانه ای ساخته شود.تنها درصورتی مشاهده این  قطار ممکن خواهد بود که به هر دلیلی ترمز آن بریده باشد یعنی بر اثر یک اتفاق .اما بریدن ترمز ودور انداختن دنده عقب آن توسط لو کوموتیوران عجیب ترین حادثه ای است که ممکن است برای مسافران یک قطار اتفاق بیافتد.درچنین شرایطی فکر می کنید چه حالی به مسافران دست می دهد وبه چه چیزی فکر می کنند؟من اگر درچنین قطاری باشم اول آرزو می کنم که خبر اعلام شده یعنی بریدن ودور انداختن ترمز که از طرف لوکوموتیوران اعلام شده صحیح نباشد ومنتظر خبر صحیح از زبان رییس یا مدیر قطار می مانم.بعد اگر خبرصحت داشته باشد امیدوار می شوم که رییس قطار ونه لوکوموتیوران شرایط را تحت کنترل درآورند البته اگر دیر نشده باشد.به هر حال رییس باید احساس مسئولیت بیشتری نسبت به لوکوموتیوران درقبال امنیت مسافران داشته باشد.
ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار12:10