تبليغاتX
کویر نامه
کویر نامه
نوشته های شخصی ابراهیم نامدار

POWERED BY: BLOGFA.COM
شنبه سیزدهم تیر 1388
بچه ها هم موسوی رادوست دارند

دیروز یکی دو ساعت را با خواهرزادهام گذراندم. در حقیقت اونها رو سپرده بودند به من تا خودشون به کار مهمتری برسند.

در خلال بازی بچه ها با همدیگه، نمی دونم چه موضوعی پیش اومد که زهرا گفت: شما چهار نفر یکی تون موسویه، یکی تون کروبی و یکی تون هم رضایی و احمدی نِژاد. هنوز حرف زهرا تموم نشده بود که حنانه سریع گفت من موسویم. سعیده هم بلافاصله گفت منم موسویم. لیلا و مهدی هم اصرار داشتند که موسوی یند و هیچ کدامشون حاضر نبود که رضایی، کروبی یا احمدی نژاد باشند.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار15:0
سه شنبه نهم تیر 1388
چاووشی

 من اینجا بس دلم تنگ است !

و هر سازی که می بینم بد آهنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی‌برگشت بگذاریم

ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ؟

 بسان رَهنوردانی که در افسانه‌ها گویند

گرفته کولبارِ زاد ره بر دوش


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار13:0
شنبه بیست و سوم خرداد 1388


حمله به ستاد مهندس موسوی

الان ساعت نزدیک دو نیم صبح شنبه است. من در ستاد مهندس موسوی هستم نیم ساعت پیش نیروی انتظامی به جمعیتی که در جلو ستاد تجمع کرده بودند با باتوم و گاز اشک آور حمله کردند. یک دختر بچه و یک روحانی بدجوری کتک خوردند. وضعیت ساختمان هم مثل مناطق جنگ زده شده توی ساختمان آتیش روشن کردند و همه بدنبال پارچه می گردند. اینجا حساسیت فوق العاده ای حاکم است.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار2:33
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
به امید پیروزی موج سبز

 امروز که زمان تبلیغات قانونی به پایان رسیده تحریریه ما هم آرام و ساکت است. یکی از همکارا رو که خودم بهش گفتم نمی خواد امروز بیاد سر کار یکی هم که ساعت 10 تازه از خواب بیدار شده و پیام داده که بیام سر کار یانه؟ به ایشون هم گفتم که نمی خواد بیای سرکار. بگی خوب بخواب ولی شب انتخابات بیدار باش.

دیروز راهپیمایی بزرگ طرفدارای مهندس موسوی، پدیده ای نه کم نظیر که بی سابقه بعد از راهپیمایی های دوران اول انقلاب بود. من حدود ساعت 3 چهارراه ولیعصر بودم و به سمت انقلاب و آزادی راه افتادم. خیل جمعیت بود که از خیابان های مختلف به مردم می پیوست و راه پیمایی با شکوه و البته دلهره آور برای رقیب را رقم زد. در میان این جمعیت انبوه که اگه بگم حدود 400 هزار نفر بودند اغراغ نکرده ام، هر کسی هر خلاقیت و ابتکاری که داشته به کار گرفته بود. از نوع شعارهایی که ساخته می شد گرفته تا نوع پوشش ها و دست نوشته ها و


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار12:16
پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388
آقای احمدی نژاد من سند دروغ گویی شما هستم!

در مناظره معروف آقایان میرحسین موسوی و احمدی نژاد نکات مختلفی مطرح شد که بازتاب های مختلف و واکنش هایی را در بر داشته و خواهد داشت. اما آنچه مرا بر این داشت که این سظور را بنویسم، اثبات دروغ گویی های رئیس جمهور در یک مورد است که مربوط به خود من می شود.

مقدمتا مراتب تاسف خود را از این که مجبور می شوم درباره دروغ گویی رئیس جمهور که نماینده یک ملت محسوب می شود،بنویسم، ابراز می دارم اما چه کنم که همین رئیس جمهور تصور می کند هنوز در عصر قجری به سر می برد و در دنیای اطلاعات مخاطبان خود را فاقد اطلاع فرض می کند و به خود اجازه می دهد دهنیت و تخیلات خود را به اسم واقعیت به خرد مردم بدهد.

آقای احمدی نژاد در خلال سخنان خود درباره  دانشجویان ستاره دار، ادعا کرد که بحث ستاره ها را دولت وی ملغی کرده و اساسا دانشجوی ستاره دار نداشته و اگر دانشجوی ستاره داری هم بوده در زمان وزارت آقای مصطفی معین بوده است.

درباره اینکه اساسا موضوع دانشجویان ستاره دار چه بوده است و چه کسانی بانی آن بوده اند و چگونه عمل کرده اند، خود مسئولان مربوطه و آنها که نامشان برده شده قطعا پاسخ خواهند داد، اما آنچه مربوط به من است و آن را سند دروغ گویی رئیس جمهور می دانم اینکه؛ « من ابراهیم بهشتی نامدار یکی از دهها دانشجویی هستیم که در سال 1386 ستاره دار شدم»

من با کارشناسی علوم سیاسی در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه مازندران سال 1386 پذیرفته شدم. در تاریخ مقرر رفتم به دانشگاه و ثبت نام کردم. بعد از چند روز از آموزش دانشگاه با من تماس گرفتند و گفتند که ثبت نام شما مشکل دارد و باید تشریف بیارید به دانشگاه.

با مراجعه به دانشگاه گفتند که شما دانشجوی ستاره دار هستید و ما نمی توانیم شما را ثبت نام کنیم.در نهایت بعد از اعتراض های گشترده ای که از طرف دانشجویان و رسانه ها شد، وزارت علوم کمی کوتاه آمد و اعلام کرد که دانشجویان دو ستاره را به صورت موقت ثبت نام کنند تا دوباره گزینش شوند. حکایت انواع ستاره ها هم بدین گونه بود که دانشجویان تک ستاره را با اخذ تعهد در دانشگاه پذیرفته شده ثبت نام می کردند و دانشجویان دو ستاره را هم منوط به گزینش دوباره و در صورت مثبت بودن نتیجه گزینش، با اخذ تعهد در کمیته انظباطی دانشگاه پذیرفته شده ثبت نام کردند. دسته سوم یعنی دانشجویان سه ستاره را هم که اساسا ثبت نام نکردند و محروم از تحصیل شدند.

بدین ترتیب بنده تا حدود دو ماه به عنوان دانشجوی غیر رسمی اجازه یافتم که سر کلاس حاضر شوم بدون اینکه حتی فرم انتخاب واحد داشته باشم. بلاخره بعد از دو ماه پی گیری و اعتراض و بلا تکلیفی و انجام گزینش، نتیجه آن شد که ثبت نام مرا منوط به اخذ تعهد کردند و من با دادن تعهد در کمیته انظباطی دانشگاه مازندران دانشجوی رسمی شدم.

آقای احمدی نژاد گیرم که طرف مناظره شما، بر خلاف شما برای کسب رای حاضر نشد ازهر ابزار و وسیله ای استفاده کند، گیرم که آرای شما در نزد افکار عمومی نزول کرده و احساس خطر کرده اید، گیرم طرف مناظره شما حاضر نشد دنیا و آخرت خود را برای رسیدن به قدرت زیر پا بگذارد، آیا اینها مجوزی است برای اینکه این گونه در جلو 50 میلیون بیننده دروغ بگویید؟

بنده به صراحت اعلام می کنم که اینجانب ابراهیم بهشتی نامدار دانشجوی کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه مازندران بر خلاف آنچه شما ادعا کرده اید در دولت شما(1386) ستاره دار شدم و سند تعهدی که وزارت علوم فخیمه شما از اینجانب گرفته نیز در کمیته انظباطی دانشگاه مازندران موجود می باشد. مگر این که به تعبیر مهندس موسوی کمیته پرونده سازی شما، این سند را هم معدوم کند. با این همه من و تعدادی دیگر از دانشجویان دو ستاره و تک ستاره به هر ترتیب موفق به ثبت نام شدیم اما دوستان و هم وطنان دیگری که دولت شما سه ستاره به آنها اعطا کرده بود از تحصیل محروم ماندند.

خالی از لطف نیست که حکایت ستاره دار شدن خودم را برایتان بازگو کنم تا بدانید دولت شما چقدر سعه صدر داشته و چه بر سر دانشجویان خود آورده است. بنده موسس و دبیر تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره) قزوین بودم و در طول فعالیت های تشکل مذکور به گواه اسناد موجود در کمیته نظارت بر تشکل های دانشجویی و معاونت فرهنگی دانشگاه، همه برنامه های تشکل با مجوزهای لازم برگزار شده و اینجانب در طول فعالیت های دانشجویی در دانشگاه بین المللی حتی یک تذکر شفاهی یا اخطار کتبی از حراست، کمیته انظباطی یا معاونت فرهنگی دریافت نکردم. حال اینکه دولت شما قوانین موجود و پیشین را نمی پسندیده، آیا دلیل می شود که مرا به جرم فعالیت های دانشجویی قانونی ستاره دار کنید؟

به هر حال آقای رئیس جمهور بنده با شناختی که از شما پیش از انتخاب شدنتان به عنوان رئیس جمهور داشتم، گله ای هم از شما نداشته و ندارم، چرا که معتقدم مهمتر از قانون، شخصیت انسان هاست که نشان می دهد به قانون پایبند هستند یا به طوایف الحیلی قانون را هم دور می زنند. این شخصیت اتفاقا در طول مناظره شما با آقای مهندس موسوی بار دیگر آشکار شد.

از رئیس جمهوری که این گونه آبروی هم وطنان خود را می برد و بدون محاکمه آنها را فاسد می خواند و کار را بدانجا می رساند که این صفات را به رئیس بازرسی دفتر رهبر انقلاب هم نسبت می دهد، گفتن دروغ کار چندان سخت و غیر منتظره ای نیست.متاسفانه وقتی قدرت هدف شد همه چیز امکان پذیر می شود.

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار18:3
دوشنبه یازدهم خرداد 1388
شتری که در خونه خیلی ها می خوابه

امروز صبح وقتی سایت ها را مرور می کردم تیتر خبر آزادی عماد بهاور را دیدم. خبر را نخوندم و سریع بهش زنگ زدم. با صدایی خندان جوابم داد و با همدیگه زدیم زیر خنده. گفتم خوش گذشت آقا عماد؟ گفت بد نبود ایشاالله قسمتتون بشه. گفتم این شتریه که در خونه خیلی ها می خوابه.

 یادم می یاد آخرای سال گذشته با حمید مافی که اونم تازه بعد از چند روز بازداشت آزاد شده بود، صحبت می کردم، همین جمله بینمان رد وبدل شد«این شتریه که در خونه هر کسی می خوابه»

 عماد روز چهارشنبه بازداشت شده بود و خوشبختانه دیروز با قرار کفالت آزاد شد. فعلا همین که آزاد شده جای خوشحالی دارد.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار14:43
چهارشنبه ششم خرداد 1388


بر اساس یک نظر سنجی منتشر نشده؛

میر حسین 8 درصد از احمدی نژاد جلوتر است

 این روزها که تب انتخابات کشور را در خود گرفته است، افکارعمومی هم به دنبال این هستند که کدام یک از کاندیداها، شانس بیشتری برای ورود به پاستور دارند. در این میان نظرسنجی هایی هم منتشر می شود که شاید نتوان خیلی به آنها اعتماد کرد. ولی برخی نظرسنجی ها هم خود ستادها یا برخی نها د های خاص انجام می دهند که اگر نتایج آن به صلاح آن کاندیدا یا به هر حال کاندیدای مورد حمایت آن نهاد خاص نباشد، منتشر و علنی نمی شود و فقط به اطلاع اعضای بلند پایه ستاد می رسد.

 در همین ارتباط یکی از نمایندگان ذینفوذ و شاخص اصول گرای مجلس که این روزها بسیار کم دباره انتخابات سخن می گوید و همانند، بسیاری دیگر از ژنرال های اصول گرای مجلس سکوت پیشه کرده،از نظر سنجی خبر داده( البته به صورت غیر رسمی و خصوصی) که در جایی منتشر نشده، اما سایر نظر سنجی هایی که این روزها اعلام می شود، مقوم آن است.

 این ژنرال اقتصادی دراستخر شنا و در یک گپ و گفت غیر رسمی، خبر از آن می دهد که بر اساس یک نظر سنجی معتبر احمدی نژاد در تهران حدود 8 درصد از میر حسین موسوی عقب است و در استانها تنها 10 درصد از موسوی جلوتر است که با گذشت زمان شرایط به نفع موسوی در حال تغییر است.

 اگر آخرین نظرسنجی که دو روز پیش اعلام شد و حاکی از رای 45 درصدی میرحسین و41 درصدی احمدی نژاد در تهران داشت را یادآوری کنیم و استقبال گسترده آذری ها در تبریز از موسوی و البته سایر استانهای دیگر، نظر سنجی و پیش بینی این نماینده اصول گرای مجلس صحیح به نظر می رسد.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار10:38
دوشنبه چهارم خرداد 1388
وقتی احمدی نژاد برای ترکمن ها سوت می خرد!

دیروز یکی از دوستان رسانه ای تعریف می کرد که داخل تاکسی نشسته بوده و با تلفنش با یکی از دوستاش صحبت می کرده. در خلال صحبت یکی دوبار هم اسم احمدی نژاد رو می بره. صحبتش که تموم می شه یکی از هم وطنای ترکمنمان هم که توی تاکسی بوده ازش می پرسه می خوای به احمدی نژاد رای بدی؟

 دوست ما هم می گه که نه به میر حسین رای می دم. شما به کی می خوای رای بدی؟

 این هم وطن ترکمن و اهل تسنن می گه که ما هم در منطقه خودمان به میر حسین رای می دهیم.

 دوست و همکار من به اون می گه آقای احمدی نژاد که ادعا می کنه خیلی کارها در سفرهای استانی برای شماها انجام داده و تقریبا مطمئنه که همه شماها بهش رای می دهید. اما هم وطن ترکمنی ماجرایی را توضیح می دهد که خواندنی است.

 ظاهرا در سفری که احمدی نژاد به مناطق ترکمن نشین کشور می رود، مردم این منطقه از او می خواهند که خط آهن رو به منطقه اونا هم بکشند تا از این موهبت برخوردار شوند. احمدی نژاد هم می گوید که اشکالی ندارد می گویم در دستور کارقرار دهند و بررسی کنند. اما ترکمن ها می گویند ما می خواهیم هرچه سریعتر صدای سوت قطار را بشنویم.

 آقای احمدی نژاد هم رو به آنها می گوید که به آقای فلانی( احتمالا فرماندار یا بخشدار منطقه) می گویم هر چه سریعتر برای همه شما نفری یه سوت بخرند.

 این پاسخ بد جوری به هم وطنای ترکمنی بر می خوره و حسابی از دست احمدی نژاد شاکی می شوند و این رفتار را هم به نوعی تمسخر خود می دانند و هم وعده سر خرمن.

 حالا هم که در آستانه انتخابات قرار دارند صداقت میر حسین را به احمدی نژاد ترجیح می دهند.

  


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار9:17
یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388
مصاحبه با تاج زاده دروغین!

امروز من با فردی مصاحبه کردم که خودش رو به جای تاج زاده معرفی کرد و به جای او اظهار نظر.

شرح ماجرا در سایت خبری«برخیز»

 مصطفی تاج زاده  سخنان سردارجعفری فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره تفکیک بسیج به نظامی و غیر نظامی را تایید کرد و گفت: آن دسته از بسیجیانی که نظامی هستند نباید در انتخابات حضور سازمانی و ستادی داشته باشند.

 تاج زاده با بیان اینکه ما 30 میلیون! بسیجی در کشور داریم گفت: اگر قائل به تفکیک نباشیم پس هیچ کدام از این 30 میلیون نفر نباید فعالیت انتخاباتی داشته باشند. خطوط قرمز ما فعالیت آن بخش از بسیجیانی است که نظامی هستند نه بسیجیان غیر نظامی.

 عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی درباره انگیزه طرح چنین مباحثی در آستانه انتخابات، به همین نکته اکتفا کرد که به هر حال در فضای انتخابات این گونه اظهار نظرها قابل انتظار و طبیعی است.

 آنچه در بالا آمد متن گفت و گوی  مختصر خبرنگار«برخیز» با تاج زاده است اما نه مصطفی تاج زاده واقعی، بلکه تاج زاده دروغین!

 ماجرا از این قراربود که برای  گفت وگو با تاج زاده درباره سخنان اخیر فرمانده سپاه به شماره ای زنگ زدم که ظاهرا شماره قبلی آقای تاج زاده بوده است. بعد ازبرقراری تماس و سلام علیک کردن صدای آن طرف خط هیچ شباهتی با صدای تاج زاده نداشت. به همین خاطر پرسیدم؛ آقای تاج زاده ؟

 صدای آن طرف خط هم گفت: شما؟ من هم به خیال اینکه ممکن است کس دیگری گوشی تاج زاده را جواب می دهد و احتمالا خود وی در جلسه است یا به هر حال الان نمی تواند صحبت کند. گفتم فلانی هستم از سایت برخیز.

 صدای آن طرف گوشی هم با اطمینان خاطری گفت که سایت برخیز؟ یک گفت و گویی هم قبلا با شما داشتیم کار شد؟!

 من هم که هنوز تصور می کردم طرف مثلا یکی از دوستان نزدیک تاج زاده یا مثلا مسئول دفترش است گفتم بله کارشد.

 اما به ناگاه دیدم خود این آقا شروع کرد به صحبت کردن. در حقیقت خودش را به جای تاج زاده جازد و شروع کرد به مصاحبه کردن.

 من هم به روی خودم نیاوردم و خیلی طبیعی مصاحبه را هر چند کوتاه پیش بردم. همان که در ابتدای این گزارش آمد.

 بعد از اتمام  این مصاحبه شماره تاج زاده را از کسی گرفتم و تماس گرفتم. ماجرا را برایش تعریف کردم. او هم مات و مبهوت شد.

 گفتم شما پیش از این چنین شماره ای داشته اید؟(؟؟091221982) گفت: این شماره وزارت کشور است مال زمانی که در وزارت کشور بودم. مربوط به چند سال پیش می شود. احتمالا دست بچه های وزارت کشور باید باشد.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار12:29
پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388
نیش های باز و گوش های آویزان!

این روزها به موازات شدت گرفتن فعالیت های انتخاباتی ستادهای کاندیداها، صدا و سیما هم ویژه برنامه های انتخاباتی را تهیه و پخش می کند. یکی از این برنامه ها «ایران 88 » است که هر روز ساعت 19 از شبکه سه سیما و با مجری گری یک دانش آموخته دانشگاه امام صادق که اتفاقا و« کاملا تصادفی!» از نویسندگان و همکاران رجانیوز( سایت حامی احمدی نژاد) هم هست پخش می شود.

 در این برنامه که همیشه آقای مجری از نقدهای سایت های اصلاح طلب نسبت به برنامه کاملا بی طرفانه اش! گله مند است، درباره اخلاق انتخاباتی و صداقت و انصاف کاندیداها و طرفدارانش صحبت می کند.

نگاهی به لیست میهمانان این برنامه میزان بی طرفی آن را آشکار می کند. آقایان حمید رسایی، نماینده حامی احمدی نژاد که به وکیله الدوله بودن خود مباهات می کند، محمد کوثری نماینده حامی دولت وسردار سابق سپاه، مقدم فر مدیر عامل خبرگزاری فارس، ذاکر اصفهانی رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری و میرتاج الدینی عضو اصول گرای هیات رئیسه مجلس.

حال اینکه این لیست که در شب های بعد به آنها اضافه هم خواهد شد، چه قدر با اخلاق انتخاباتی و بی طرفی صداو سیما و عدالت رسانه ای همخوانی دارد؟ قضاوتش با افکار عمومی.

آقای ضرغامی ظاهرا هنوز فرصت نکرده چند لحظه ای با رئیس سابق خود جناب لاریجانی یا آقای ناطق نوری خلوت کند و با همدیگر انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم در خرداد 76  و عملکرد صداو سیما و نتیجه آن را مرور کنند.

23 خرداد که انتخابات تمام شده و نتایج اولیه اعلام می شود بی شک دیدن چهره آقای ضرغامی و سازندگان و مجریان برنامه های انتخاباتی رسانه میلی یا به تعبیر محسن آرمین«کیهان تصویری» دیدن خواهد داشت. زمانی که این سازندگان و مجریان دیگر نیششان تا بنا گوش باز نیست که شعور مخاطب را به سخره بگیرند، بلکه این گوش هایشان است که آویزان است.

به امید آن روز.

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار10:57
دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
پشت پرده ها

دیروز پس از مدت ها به برکت دیدار یک دوست دوره دانشگاهی رفتم به سینما و فیلم بهرام بیضایی رو دیدم.

« وقتی همه خوابیم» در حد وسع و توانایی خود اشاره ای داشته به پشت پرده سینما. به قول همین دوست همراه آنچه در این فیلم به تصویر کشیده شده بود بخش هایی از این پشت پرده ها ست که امکان طرح و نمایش آن وجود دارد والا چه اتفاقاتی که می افتد و همان بهتر که در خفا بماند.

بعد از پشت پرده هایی از ورزش کشور بخصوص فوتبال این روزها گفته و منتشر می شود و البته سیاست که به اقتضای کاری از آن مطلع می شویم، فیلم بیضایی هم در نوع خود جالب بود و قابل تامل.

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار15:4
سه شنبه یکم اردیبهشت 1388
منزل 31

همین 365 روز پیش بود که نوشتم:« به انتهاي صفحه 29 رسيده است. مرور مي كند آنچه ثبت شده در دفترچه خاطراتش. روزها و سالهايي را به ياد مي آورد كه همراه با خوشي ها و تلخي ها سپري شده و حال مي انديشد در صفحات باقي مانده چه خواهد نوشت. بايد از صفحه 30 شروع كند.»

 و حالا صفحه 30 هم تمام شده است و چرخش روزگار او را به صفحه و منزل 31 رسانده است.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار9:4
سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388
کروبی یا موسوی؟

 بیراه نیست که مهمترین اتفاق سیاسی اجتماعی امسال را انتخابات ریاست جمهوری بدانیم. انتخاباتی که به رغم ضرب و زورهای فراوان رسانه ها، هنوز تنورش گرم نشده است. انصراف سید محمد خاتمی هم البته بر از رونق افتادن فضای پیش از عید افزود.

 از همین روست که اولین پست کویر نامه در سال جدید نیز به انتخابات اختصاص یافته است. فکر می کنم این روزها بسیاری از امثال من که خود را اصلاح طلب می دانند، این موضوع بخشی از ذهنشان را به خود مشغول کرده که بلاخره کروبی یا میر حسین یا اصلا هیچ کدام؟

 هر کدام از این گزینه ها حسن ها و البته معایبی دارند که باید در جای خود بررسی شود و قاعدتا تصمیم گیری در این مورد بسته به تحلیل های هر فرد از انتخابات، نتیجه بخش بودن آن و کیفیت گزینه ها دارد. با این حال من که در شرایط فعلی به تحریم نمی اندیشم هنوز پاسخ قطعی به این سوال که کروبی به صلاح تر است یا میر حسین نیافته ام.

 هر چند معتقدم نه کروبی و نه میر حسین هیچ کدام گزینه ایده آل برای تحول خواهان و اصلاح طلبان نیستند، اما فکر می کنم شرایط فعلی کشور نیاز به اصلاح دارد و هر کدام از این دو انتخاب شوند می توانند شرایط را اصلاح کنند. البته اینکه کیفیت این اصلاح چگونه خواهد بود نیز بحثی است جدا اما به هر روی، هر چند شیخ و مهندس گزینه اصلاح طلبان نیستند اما گزینه ای برای اصلاح هستند.

 البته این به معنی آن نیست که این دو بزرگوار هیچ سنخیتی با جریان سیاسی اصلاحات ندارند. اتفاقا همین کیفیت ارتباط این دو با جریان سیاسی اصلاحات خود مولفه ای است که حداقل برای من چه بسا ملاکی برای تصمیم گیری باشد.

 فکر می کنم سوالاتی وجود دارد که پاسخ دادن به آنها خیلی مهم است. مثلا اینکه آقای مهندس موسوی اگر در انتخابات شکست بخورد، چه خواهد کرد؟ آیا نوع حضورشان در عرصه سیاسی به مانند همان شیوه ای است که در این سال ها بوده؟ آیا سیاست را از زاویه هنر و از پس تابلوهای نقاشی دنبال می کند یا همانند مهدی کروبی، راست و پوس کنده در وسط میدان می ایستد، حزب تشکیل می دهد؟ بیانیه می دهد و موضع گیری می کند؟

از این دست سوالات بسیارند، سوالاتی که اگر بخواهیم دنبال کنیم به این نتیجه می رسیم که بی شک مهدی کروبی نسبت به مهندس موسوی اصلاح طلب تر بوده و به نظر می رسد خواهد بود.

 اتفاقا امروز که از خانه زدم بیرون برف بهاری! همه را غافلگیر کرده بود. در اتوبوس به همین موضوع فکر می کردم که میر حسین نکند مثل برف بهاری، ابر بهاری، یا هر چیز دیگر بهاری باشد که نمی پایند. دل انگیزند اما بر چگونگی شان و بر ماندنشان اعتمادی نیست، ابری هستند می آیند و می بارند و زود می روند و چه بسا در همین زمان ریزش کم ، بانی و باعث سیلابی نیز بشوند!

 با این حال از حق نگذریم که مواضع میر حسین هم در این روزها قابل قبول و دفاع بوده است و گفته می شود امکان رای آوردنش از کروبی بیشتر.

 تا 22 خرداد وقت فکر کردن داریم. با روشن تر شدن مواضع هر دو قطعا تصمیم گیری هم آسانتر می شود. چه بسا خود این دو بزرگوار نیز کار انتخاب را راحت کنند و دیگر مجبور به انتخاب یکی از آنها نباشیم و روز 22 خرداد که پای صندوق رفتیم تنها یک کاندیدای اصلاح طلب داشته باشیم.

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار12:34
سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387
سال 87 از مسعود طالقانی تا حمید مافی

چه بیهوده به هنگام بازداشت یک فعال سیاسی هی اصرار می شود که خبر آن رسانه ای نشود. چند روزی از بازداشت حمید مافی از همکاران سابق من در روزنامه فرهنگ آشتی می گذرد و من به درخواست خانواده اش و آنها هم به درخواست بازداشت کنندگان، چیزی در این باره نگفته و ننوشته ام. اما امروز دیدم خبرش همه جا پیچیده و بسیاری از سایت های خبری هم کار کرده اند. طفلکی مریم که این روزها خیلی بهش سخت می گذرد.

 سال 87 برای من با بازداشت مسعود رفیعی طالقانی شروع شد و حال با بازداشت حمید مافی دارد به پایان می رسد. حمید بعد از رفتن از فرهنگ آشتی که حدود 4 ماه می شود، کار سیاسی خاصی نمی کرد و حتی با مطبوعات هم همکاری نداشت. شاید دم انتخابات می خوان زهر چشمی بگیرند. امیدوارم که بیشتر از این نباشه و حمید هم پیش از آغاز سال نو به خانه برگردد و نگرانی های مریم هم پایان یابد.

 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار15:32
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
همه براي تغيير و اصلاح مي آيند

آنچه در زیر می آید متن یادداشت من در ضمیمه اعتماد است که امروز منتشر شده. 

 با توجه به آنچه اين روزها در رسانه ها و تحليل هاي مختلفي که درباره انتخابات رياست جمهوري گفته و منتشر مي شود، بعيد نيست دولت نهم و رئيس آن آقاي احمدي نژاد، در ادامه ثبت «اولين » که حاميان وي بدان بسيار تاکيد مي کنند، يک رکورد اولين ديگر را نيز ثبت کند.

 فرداي روز انتخابات 22 خرداد يا اگر انتخابات به دور دوم کشيده شد، يک هفته بعد از آن، دور از انتظار نيست که معلوم شود، محمود احمدي نژاد اولين رئيس جمهور جمهوري اسلامي ايران است که رياستش بر دولت تنها يک دوره دوام داشت و دولت اصولگراي نهم اولين دولتي است که عمر آن به نوبت دوم نکشيد.

 هر چند رسانه هاي حامي دولت و اين اواخر طيف هايي از اصولگرايان سنتي- که سال هاي زيادي است از قدرت به دوراند- احمدي نژاد را گزينه مطلوب اصولگرايان براي انتخابات مي خوانند، اما آنچه در پس پرده در جريان است خبر از واقعيتي ديگر مي دهد. فارغ از اينکه حمايت اصولگرايان سنتي از احمدي نژاد چقدر بادوام باشد و تا 22 خرداد 1388 ادامه يابد يا اساساً چه ميزان از اين حمايت ها ايجابي و راي ساز است، طيف هاي ديگري از اصولگرايان نه در زمين احمدي نژاد که اتفاقاً در برابر وي بازي را شروع کرده اند.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار11:11
یکشنبه هجدهم اسفند 1387
اصولگرايان سنتي بازنده انتخابات

درصورت حمايت از احمدي نژاد؛

اصولگرايان سنتي بازنده انتخابات

متن زیر یادداشت من در ضمیمه روزنامه اعتماد است که امروز منتشر شده.

مباحث و رايزني هاي مربوط به انتخابات رياست جمهوري به گونه يي پيش مي رود که هنوز مشخص نيست دو جناح سياسي کشور که بخت حضور در انتخابات را پيدا کرده اند به اجماع خواهند رسيد يا نه. آيا انتخابات دوقطبي خواهد شد يا هر کدام از جناح ها با چند کانديدا وارد عرصه خواهند شد. با اين حال در صورت اجماع اصولگرايان روي يک کانديدا احتمال قريب به يقين گزينه مذکور آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور فعلي خواهد بود که عزم خود را براي انتخابات جزم کرده است.

 در اين ميان آنچه مشخص است اينکه احمدي نژاد در شرايط ايده آل نه کانديداي اصولگرايان اصطلاحاً «ميانه رو» خواهد بود و نه نامزد «اصولگرايان سنتي و منتقد». هر کدام از اين طيف ها چهره هاي سياسي برجسته و شناخته شده يي دارند که تمايل خود براي کانديداتوري را نيز پنهان نکرده اند


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار12:47
یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
پاسخی به سوال آقای فریدون جیرانی

آقای فریدون جیرانی در ویژه برنامه مناسبتی با عنوان" سی سال سی مجموعه" که از شبکه 3 پخش می شود و به بررسی مجموعه های تلویزیونی درباره تاریخ معاصر می پردازد، یک سوال ثابت دارد که از میهمانان خود می پرسد؛ چرا آثار فاخر و ماندگاری درباره پهلوی دوم ساخته نشده است؟

 در پاسخ به این سوال تا آنجایی که من گاه گاهی این برنامه را دیده ام، پاسخ های متفاوتی داده شده است. اما من بعید می دانم جناب جیرانی یا مدیران صدا و سیما پاسخ این سوال را ندانند.

اکثر مجموعه هایی که درباره انقلاب و تاریخ معاصر ایران ساخته شده به جز معدودی، با استقبال مخاطبان مواجه نشده و قطعا با این وضعیت مواجه هم نخواهد شد. شاید اولین توضیحی که در این خصوص بدیهی به نظر می رسد، تفاوروایت های این مجموعه ها با واقعیت هایی است که در تاریخ حادث شده است. تقلیل دادن همه حوادث به برخی ویژگی ها و مقاطع و جریان هایی که مورد نظر مسئولان است، کار را به جایی می رساند که تاریخ یک چیز را می گوید و مجموعه ها یک چیز دیگر. اگر نگویی تحریف تاریخ، حداقل دست کاری کردن در تاریخ یا برجسته کردن مقاطعی و حذف مقاطع دیگر، اهمیت دادن به گروه هایی و بی توجهی به سایر گروهها و همچنین توجه ویژه به برخی تحلیل ها درباره انقلاب و بی توجهی به تحلیل های دیگر در این مجموعه ها بیداد می کند. آنگاه مخاطب می ماند و روایت های متفاوت از یک موضوع. در این میان آنها که اهل کتاب و مطالعه هستند، نه تنها ارتباطی با این مجموعه های سفارشی برقرار نمی کنند که ازبه بازی گرفتن شعورخود  توسط صدا و سیما عاصی هم می شوند.

 به هر روی بعد از گذشت سی سال از انقلاب اینکه صدا و سیما در ساخت برنامه های مناسبتی خود، خود را به بی تفاوتی می زند و انگار نه انگار که در طول این چند سال مبارزه با نظام پهلوی، حزب توده ای هم بوده، جبهه ملی هم بوده آنهم جبهه ملی اول دوم و سوم، نهضت آزادی اصلا چرا بوجود آمده، ماجرای سیاهکل اصلا چی بوده، مجاهدین خلق و ماجرای تغییر ایدئولوژی از چه قرار بوده است، چریک های فدایی خلق چی می گفتند، نویسندگان و ادبیات متعهد و انقلابی آن زمان در انحصار چه جریان هایی بوده و ...

 خوب جناب جیرانی عزیز، وقتی فیلم نامه ای داشته باشی که نتوانسته باشد به اینها اشاره کند ولو به اندازه سهم خودشان، آنگاه می شود مجموعه های مناسبتی و البته سفارشی که پولی گرفته می شود و یک چیزهایی سرهم بندی می شود به نام تاریخ انقلاب.

البته با همه اینها نیاید از مجموعه های موفقی که البته مربوط به زمان پهلوی اول است مثل هزار دستان و مدار صفر درجه و کیف انگلیسی چشم پوشید. 


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار16:11
چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387
پاسخی به حمید رسایی

کارهای بزرگ احمدی نژاد!

یادداشت زیر پاسخی است به ادعاهای حمید رسای نماینده حامی دولت درباره خاتمی و میر حسین موسوی که با ضمیمه هفتگی اعتماد ملی انجام شده بود. این یادداشت امروز در ضمیمه اعتماد چاپ شده است.

 آقاي حميد رسايي نماينده اصولگراي حامي دولت اخيراً در گفت وگويي تعريف جديدي از مديريت و کار اجرايي ارائه داده و بر همين اساس مدعي شده سيدمحمد خاتمي و ميرحسين موسوي مرد تصميم گيري هاي بزرگ نيستند.

 رسايي گفته است «خاتمي انسان خوبي است اما به درد رياست جمهوري نمي خورد. کار اجرايي يعني ببر و تصميم بگير. قاطع باش و به پاي آن بايست. خاتمي مرد تصميم هاي بزرگ نيست اما وضع را برايش چنان مي کنند که کانديدا شود. خاتمي تصميم گير نيست.» وي در ادامه درباره مهندس موسوي هم گفته است «اصلاً ايشان هم مرد کارهاي بزرگ نيست.»

1 - قضاوت درباره اينکه خاتمي مرد کارهاي بزرگ هست يا نيست، قاعدتاً بايد به خود مردم واگذار شود. اگر ايشان کانديدا شد آن گاه خود مردم مشخص خواهند کرد وي را مرد کارهاي بزرگ مي دانند يا نه. اما گويا جناب رسايي فراموش کرده اند خاتمي دو دوره رئيس جمهور بوده


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار13:28
شنبه نوزدهم بهمن 1387
گفت و گویی با ابراهیم یزدی

ترکیه الگوی تعامل اسلامگرایان با لائیک ها

 متنی که در زیر می آید گفت و گوی من با دکتر ابراهیم یزدی درباره تحولات ترکیه است که امروز در ضمیمه روزانه اعتماد چاپ شده است.

بيراه نيست اگر گفته شود ترکيه و حزب عدالت و توسعه امروز الگويي براي ساير کشورها و احزاب اسلامي هستند. از اين منظر که توانسته اند به ترکيب نسبتاً موفقي از سازگاري بين دين و دموکراسي نائل آيند. به نظر مي رسد بستر نسبتاً دموکراتيک ترکيه شامل قانون اساسي و ساختار حزبي و تغيير و تحولات فکري که درون خود اسلامگرايان به وجود آمده دو عامل اساسي وضعيت فعلي اين کشور است. با دکتر ابراهيم يزدي وزير امور خارجه دولت موقت و صاحب نظر در امور سياسي در اين خصوص به گفت وگو نشسته ايم. دکتر يزدي که بارها به ترکيه سفر کرده و روابط نزديکي با اسلامگراهاي ترکيه دارد، آنقدر با رهبران نوگراي ترکيه احساس نزديکي و همفکري مي کند که در طول مصاحبه بارها رجب طيب اردوغان رهبر عدالت و توسعه را با نام کوچک، رجب يا طيب خطاب مي کند.


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار14:13
یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
عادت می کنیم

عادت می کنیم که عادت کنیم. به قبول راحت تر اتفاقات، به پذیرش روزمرگی ها، به اینکه دغدغه نداشته باشیم، بی تفاوت تر باشیم یا حداقل خودمان را به بی تفاوتی بزنیم.

 عادت می کنیم زندگی همین است، همین که هر روز با آن سر می کنیم و هی نق می زنیم و غر می زنیم و هیچ اتفاقی نمی افتد پس بهتر همان که غر نزنیم و خود مان را بسپاریم به جریان آن. عادت می کنیم که خیلی چیزها دیگر افسانه است و اصطلاحا مال کتاب ها.

عادت کرده ایم که عادت کنیم تا راحت تر باشیم. به همه چیز عادت می کنیم. به همه چیز. دانشگاه بدون علم، علم بدون عمل، عمل فاقد طرح و برنامه، برنامه بدون فکر.... و زندگی بدون عشق.

عادت کرده ایم به پرهیز از با هم بودن، ترجیح در خود بودن و خزیدن به تنهایی ها، یاد گرفته ایم علایق شخص را، حریم شخصی، حقوق شخصی، دغدغه های شخصی، دلایل شخصی و.... شخصی!

به همه چیز عادت می کنیم به این امید که دردسر های همین زندگی روزمره مان کمتر شود. اما آیا می شود؟

فکرش را بکنید اگر همین یک اصطلاح(عادت)  در زندگی وجود نداشت چه می شد؟


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : ابراهیم نامدار9:29